سيد علي اكبر قرشي

607

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

وقتى كه قادرم كه گفته مىشود ايكاش عضو نمائى به هر حال مجالى براى انتقام ندارم . دربارهء قرآن فرموده : « انزل الله عليه الكتاب نورا لا تطفاء مصابيحه . . . و شفاء لا تخشى اسقامه » خ 198 315 . شقشقه : پارهء گوشتى است به رنگ جگر سفيد . كه به وقت هيجان و ناراحتى از دهان شتر خارج مىشود ، صداى شتر را در آنوقت « هدير » گويند ، جمع آن شقاشق است ، اين لفظ دوبار در « نهج » آمده است ، يكى در خطبهء شقشقيه كه حضرت از ابو بكر و عمر و عثمان ناليد ، و آنها و خلافتشان را سخت كوبيد . در همانحال كه امام صلوات الله عليه در التهاب عجيب سخن مى گفت ، مردى از اهل عراق برخاست و نامه‌اى به حضرت داد ، حضرت شروع كرد به نگاه كردن آن ، در نتيجه حال آن بزرگوار عوض شد ، پس از تمام نامه ، ابن عباس گفت : يا امير المؤمنين ايكاش از همانجا كه ماندى ادامه بدهى فرمود : « هيهات يا ابن عبّاس تلك شقشقة هدرت ثمّ قرَّت » خ 3 50 هيهات اى پسر عباس ديگر آن حال بر نمى گردد ، آن حال شقشقه‌اى بود كه به صدا درآمد سپس آرام شد . ابن عباس مى گويد : تا به حال مانند آن متأسّف نشده‌ام كه امام را نشد كلام خويش به آنجا كه مى خواست برساند . ابن ابى الحديد مى گويد : استادم ابو الخير در سال ششصد و سه به من گفت : اين خطبه را محضر شيخ ابن خشّاب خواندم ، چون به سخن ابن عباس رسيدم كه گويد متأسفم از اينكه امام نتوانست كلام خود را به آخر رساند . ابن خشاب گفت اگر آنجا بودم به ابن عباس مى گفتم : آيا چيزى ماند كه عموزاده‌ات نگويد تا تو تأسف بخورى به خدا از اولين و آخرين كسى را نگذاشت و همه را به زبان آورد جز رسول خدا صلى الله عليه و آله . ديگرى درس خ 101 147 فرموده : « و هدرت شقاشقه » يعنى شقشقه‌هايش به صدا در آمدند كه ان شاء الله در « ظلل » خواهد آمد .